
پسر16ساله ازمادرش پرسيد:مامان براى تولد 18 سالگيم چه کادوميگيرى؟ مادر:پسرم هنوزخيلى مونده پسر17ساله شد.يک روزحالش بدشد،مادراورابه بيمارستان انتقال داد،دکترگفت:پسرت بيمارى قلبى داره. پسرازمادرش پرسيد:مامان من ميميرم؟مادرفقط گريه کرد.پسرتحت درمان بود. همه ى فاميل براى تولد18سالگى اش تدارک ديدند.وقتى پسربه خانه آمد متوجه نامه اى که روى تختش بودشد... پسرم:اگراين نامه رامى خوانى يعنى همه چيزعالى انجام شده يادته يک روزپرسيدى براى تولدت چى کادوميگيرم؟ومن نميدونستم چه جوابى بدم! من قلبم رابه تودادم،ازش مراقبت کن وتولدت مبارک هيچ چيزتودنيابزرگترازقلب مادروعشقش نيست....
ادامه مطلب
امروزسوارتاکسى شدم کنارم يکى بودکه دستش مرغ وروغن اينابود... خلاصه بدجورى جاروتنگ کرده بود.گفتم:سبدکالاست...؟ گفت:آره،گفتم:پس ربش کو! گفت:مگه ربم ميدن !؟ گفتم:آره بابامگه نگرفتى؟ بدبخت پياده شدرفت دنبال رب.خدايامنوببخش،خودت ديدى جاخيلى کم بود....
ادامه مطلب
دوره ى دبيرستان معلم ورزش ماروزاولى که اومدسرکلاس مى خواست خودشومعرفى کنه گفت:من سبزى هستم.>فاميلشه...
ادامه مطلب
بعدمهمانى،ازروى مبل بلند ميشن ميگن آقازحمت داديم خداحافظ. دوقدم جلوتر آقاخداحافظ جلودرخداحافظ داخل حياط باصداى بلندتشريف بيارين منزل ماخداحافظ جلودرماشين خداحافظ داخل ماشين خداحافظ ماشين درحال حرکت بووووق يعنى خداحافظ.... فرداصبح مهنازجون زنگ ميزنه به مهتاب جون ميگه اواخدامرگم ديشب نفهميدم ازبهزادجون خداحافظى کردم ؟ازطرف من ازش خداحافظى کن...
ادامه مطلب
مردجوانى که مربى شناوداراى چنديدن مدال المپيک بود. به خدااعتقادى نداشت. اوچيزهايى راکه درباره ى خداميشنيدرامسخره ميکرد. شبى مردجوان به استخرآموزشگاهى رفت. چراغ خاموش بودولى نورماه روشن بودوهمين براى شناکافى بود. مردجوان به بالاترين نقطه تخته شنارفت ودستانش رابازتادرون استخرشرجه برود. ناگهان سايه بدنش راهمچون صليبى روى ديوارمشاهده کرد. احساس عجيبى تمام وجودش رافراگرفت. ازپله هاپايين آمدوبه سمت کليدبرق رفت وچراغ هاراروشن کرد. آب استخربراى تعميرخالى شده بود!...
ادامه مطلب
ازدرب شمالى دانشگاه خارج شدم راهنماى چپ رازدم وبه آرامى از تقاطع پيچيدم.صداى کسى راشنيدم که فريادزد:الاااااااااغ. شايدمن اوراناراحت کرده بودم باخودفکرکردم چرا من انسان ازاين کلام اينقدربرآشفته مى شوم. الاغ حيوانيست بى آزارونجيب.مطيع وسربه زيرکه باکمى جوويونجه سرمى کند. هيچ الاغ ديگرى به الاغ ديگرى توهين نمى کند.توالاغ ديده اى که دروغ بگويدياپشت سرالاغ ديگرى حرف بزند؟ من که فقط آوازعرعرالاغ راشنيده ام.توتابه حال حتى يک الاغ عصبانى ديده اى؟تابه حال الاغ راديده اى که هفت تيربه دست بگيرد؟آرپى چى روى شانه اش بگذارد؟ياحمله انتحارى بکند؟تابه حال الاغى ديده اى که بمب اتم بسازدوبقيه الاغ هارا جزغاله کند؟ هيچ الاغى اگرگوساله خطاب شودناراحت نمى شودچونکه به الاغ بودن خودمطمئن است آيامن ...
ادامه مطلب